سفارش تبلیغ
صبا
آنکه نهال های تقوا کاشت، میوه های هدایت چید . [امام علی علیه السلام]

خاصیت خاص بودن

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 95/11/5 11:50 صبح

هوالرحمن الرحیم

 

شور همان دویدن های حیاط دبیرستان ، در ما جوانه زد ...

حالا امروز ، ساعت پنج و سی دقیقه ی عصر بود قرارمان ..

همه مان ، همه مان ، همه مان آمده بودیم ...

درست همانجایی که برای اولین بار او را دیدیم ...

دبیر درس اختصاصی سال دوم و سوم دبیرستان ...

هر کداممان از سویی ، از گوشه ای از شهر آمده بود ، دختر های لوس و نازدانه ی خانواده حالا همه شان یک اتوبوس را هماهنگ کرده بودند تا بیست سی نفری و به تنهایی و بدون هیچ بزرگتری بروند و بشوند یک تسلا در بی قراری های جان همسری که در حق ما مادری کرده بود .. 

امروز ، مراسم ختم بود ... 

ختم همسر ِ دبیری که مادری بود برایمان ... 

عقربه ها به وعده گاه رسیدند ، کم کم چهره ها ظاهر شدند مقابل درب دبیرستان ...

اما ...

این چهره ها آن چهره هایی نبود که من هر روز هفته می دیدم ، این ها آن سادگی را نداشتند ، این ها آن نور ، آن شور ، آن جوانی .. 

چهره ها یکی پس از دیگری عجیب تر می شدند ...

لباس ها ... 

هوا سرد بود ، داخل دفتر نشستیم و جز من ، باقی مشغول یک کار بودند !

 

- بچه ها هیچ فکر می کردین یه روزی تو دفتر دبیرستان رژ بزنیم ؟ 

- یا اصلا با این لباسا اینجا باشیم ... ؟!

- یا بی واهمه با گوشیامون ور بریم ؟!

 

و در این میان، 

من تنها محجبه بودم ...

من تنها کسی بودم که طره اش بر پیشانی جا خوش نکرده بود و  آرایشی جز لبخند رضایت او بر چهره نداشت 

و چقدر زیباست این یکی یکدانه بودن ،

این لطف بی کران او که تو یگانه باشی و خاص ... 

متفاوت ...

اینکه همه از ابهت چادر مشکی ات بگویند و بس ... 

میدانی ؟!

خدا چیز هایی را خاص خلق کرد و این روز هاست که خاص بودن آدم های خاص تجلی می کند ... 

و خدایا ،

خدایا شکرت که مرا وابسته نکردی به چیزی که القا کند من زیبایم !

تو باورم دادی که زیبا ترینم و درگیر ابروی برداشته و خط چشم و رژ و ... ام نکردی ... 

که چه دردسری است ، چه فلاکتی است وقتی که خودت را زنجیر کنی به این ها تا احساس کنی هستی !

دیروز 

دیدم

تو را

میان 

آسمان 

چه زیبا بود ... !

 

#س_شیرین_فرد

چرک نویس 




کلمات کلیدی :

ابزار وبمستر