سفارش تبلیغ
مسابقه وبلاگ نویسی ابلاغ غدیر
هرکه عاشق شود و [عشق خود را] پنهان دارد و پاکدامنی ورزد، خداوند، او را بیامرزد و به بهشت درآورد. [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

غوغای درد

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 95/11/27 11:6 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

تمام مدت انتظار ، اضطرابی در دل ، بلوا می کرد ...

برایش حمد می خواندم ، آیه الکرسی ...

دیگر نه برایم تصادف مادرم مهم بود و نه ضربه ای که به سرش خورده بود ...

نه حتی شوک وارده به مادرم ... 

فریاد های دختر در سرم بود ... 

از ته دل داد می زد ، از ته دل طلب می کرد مرگش را ...

چه شده بود ؟! چه شده بود که دختری به این زیبایی و جوانی ، درست زمانی که مردی چشم به راه اوست تا به نامش شود ، هرچه قرص دارد به یکباره سر کشد ؟!

قلبم در فشار بود ،

حال او را می فهمیدم ، می دانستم ، حال او را خوانده بودم ، امتحان داده بودم ...

دردش را می دانستم ...

دختر جوان زیبا رویی که حال حتی روی پای خود هم نمی تواند بایستد ،

حال حتی تا بیمارستان جانش نمی ماند و اینجا ، درست در یکی از درمانگاه های کوچه پس کوچه ها باید اقدامات اولیه اش انجام می شد تا منتقل شود ... 

دیشب ،

شب دردناکی بود

شبی که صبحش هنوز که هنوز است ، نرسیده و من

در حسرت آنکه چرا سرش را در آغوش نکشیدم تا آرام گریه کند ؟!




کلمات کلیدی :

ابزار وبمستر