سفارش تبلیغ
صبا
مردم خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک و با آلود که از آن چراگاه دورى‏تان باید نمود . دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن ، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه‏تر تا ثروت آن را روى هم نهادن . آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون . آن را که زیور دنیا خوش نماید کورى‏اش از پى در آید . و آن که خود را شیفته دنیا دارد ، دنیا درون وى را از اندوه بینبارد ، اندوه‏ها در دانه دل او رقصان اندوهیش سرگرم کند و اندوهى نگران تا آنگاه که گلویش بگیرد و در گوشه‏اى بمیرد . رگهایش بریده اجلش رسیده نیست کردنش بر خدا آسان و افکندنش در گور به عهده برادران . و همانا مرد با ایمان به جهان به دیده عبرت مى‏نگرد ، و از آن به اندازه ضرورت مى‏خورد . و در آن سخن دنیا را به گوش ناخشنودى و دشمنى مى‏شنود . اگر گویند مالدار شد دیرى نگذرد که گویند تهیدست گردید و اگر به بودنش شاد شوند ، غمگین گردند که عمرش به سر رسید . این است حال آدمیان و آنان را نیامده است روزى که نومید شوند در آن . [نهج البلاغه]

آی آسمان ، آرام

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 95/11/28 11:48 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آی  آسمان ؛

صدای من را می شنوی ؟!

مرا می بینی ؟!

صورتم را رو به تو گرداندم تا بگویم

چند کلامی با تو حرف دارم

چند دقیقه بیشتر نیست ...

به پای حرف هایم بنشین ولی

حواست باشد

اگر آزارم دهی

اگر بر من خشم گیری و رعد زنی

دانه دانه اشک هایم را گله به مادر (سلام الله علیها ) می کنم ...

که من فرزند ِ زهرایم ...

با خود چه فکر می کنی  ؟!

فکر می کنی چون دلت آسمانی است و آبی ، می توانی دل بشکنی ؟!

فکر می کنی چون رنگ ِ نیلی ِ تو بازتاب ِ رنگ ِ دل ِ دریای ِ بی نهایت ِ اقیانوس است ، می توانی رنگ ِ نفس های بابا ی مرا خون کنی ؟!

فکر  می کنی چون ابر در دامان خود داری که کسی بر تو خشم می کند ، برش اشک می ریز و بر سرش فریاد ِ رعد سر می دهد ، می توانی اشک دختری را بروی گونه هایش جاری کنی ... ؟!

فکر  می کنی چون دمت نسیم و بازدمت تخت ِ روان ِ گلبرگ های گل سرخ در هواست ، می توانی نفس کسی را تنگ کنی ؟!

با خود چه فکر  می کنی ؟!

تنها تویی که شب هایت را لالایی ستاره ها صبح می کنند ؟! ماه ِ من این روز ها لالایی نفس نفس هایش ، خس ِ خس ِ آن سینه ای که نمی دانم چطور آن دل ِ دریا درش جای گرفته را ندای شب های ِ تاری ساخته که برای من ...

که برای من دیر صبح می شوند که چقدر این شب طولانیست که ...

که بابا را امشب سرفه ها بیدار نگاه داشتند که کنار ِ ما بنشین که ما ...

آهای آسمان

آرام باش

آرام ...

اهواز جانباز ِ شیمیایی هم دارد ... !

 

ـــــــــــ

+ در پی ِ آمدن ِ بی اجازه ی ذرات گرد و غبار به اهواز

#س_شیرین_فرد 




کلمات کلیدی :

ابزار وبمستر