سفارش تبلیغ
هاست ایران
هر آوندى بدانچه در آن نهند تنگ شود جز آوند دانش که هر چه در آن نهند فراختر گردد . [نهج البلاغه]

تندیس خدایی

ارسال‌کننده : * گـــل نرگس * در : 98/3/9 2:20 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

شب ، زانو هایش را به آغوش کشیده بود ، درست به مانند سر دخترک که به سیاهیش تکیه کرده بود . مروارید ریسه می کرد ، ذکر تسبیح غمش را ...

آب به سینه می فشرد چهره ی غمگین دخترک را ... ! ماهی بوسه می زد ، گونه های ترگونه کرده اش را و خدا پنهان شده به زیر چادر سیاه شب ، دزدکی نگاه می کرد ، تنهایی بی انتها را ... ! 

آرام آرام خدا پایین آمد ، مشتی خاک به دست گرفت و جایی درست حوالی بهشت ، به مشتی آب دریا و کمی خاک پای گلدان های گل سرخ فردوس ، در گوش تندیسی که ساخته بود ، تنهایی های دخترک را زمزمه کرد . و نفخت فیه من روحی ... ! جان داد به جانی که داشت از دخترک ذره ذره می رفت ... 

تندیس ، قامت راست کرد . سر به آسمان گرفت و درگوشی های خدا را لبیک گفت . به لبیکش ، جان به جان کائنات پیشانی شکر و لبیک به لب لبیک گویانش ، به خاک گذاشتند . تندیس ، پر بود از خدایی که خودش را آرام آرام دمیده بود به جانش ... قدم به قدم ، نزدیکتر می شد .دخترک ، حالا چشمه ی مروارید هایش ، خشک شده بود ، او رسیده بود ... ! 

 

#س_شیرین_فرد 




کلمات کلیدی :

ابزار وبمستر